E.P.R.S.O.F.T

مقالات و منابع

تازه ترین لینک ها

انجمن های گفتگو

اسناد و قوانین

بانک اطلاعات

گفتگوها


 

L.I.N.K.S

دکتر شکرخواه

روابط عمومی

کارگزار وابط عمومی

بازخوانی ارتباطات

برنامه ریزی روابط عمومی

خاطرات روابط عمومی

تکنولوژی رسانه ای

ارتباطات

فهرست وبلاگ ها

 

 

همیشه استاد

انجمن روابط عمومی ایران

موسسه کارگزار
روابط عمومی

موسسه تحقیقات
 روابط عمومی

  

 

 

 

 

 




 

 




 


  RSS 2.0 Feed RSS 1.0 Feed

نوشته‌های وبلاگ: 175
نظرها : 72


 

 


Applied Public Relations

link | 17, 2006 10:31

يک قرن روابط عمومي


17, 2006 10:31


سال 1906، "لي" (Ivy Ledbettevlee) خبرنگار روزنامه  New Yourk World نخستين دفتر خدماتي روابط عمومي را شکل داد و  در روزهاي نخست "اعلاميه اصول" را منتشر کرد :" اين يك دفتر مطبوعاتي سرّي نيست. همه كارهاي ما به طور آشكار انجام مي‌گيرد..."
صد سال گذشت و روابط عمومي از الگوي نمايندگي مطبوعاتي به الگوهاي برتري دست يافته و روابط عمومي مدرن نقشي فراتر از ارتباط با رسانه ها پيدا کرده است.
يک قرن از روابط عمومي گذشت. گرچه اينطور نقاط عطف زماني چيز خاصي نيست ولي فرصتي است براي تحليل .
تحلیلی بر اینکه روابط عمومی ایرانی کجاست و به کجا می رود...

Posted by Ali Mazinani at 10:31 |  نظر (0)

link | 13, 2006 10:35

انجمن صنفی روابط عمومی


13, 2006 10:35

مگر نه اینکه همیشه در معرض مشکلات و مسایلی هستیم که اجرای صادقانه وظایف روابط عمومی به ما تحمیل می کند .
دیگر ماجرای تغییر ساده انگارانه مدیران روابط عمومی هم تکراری است ؛ اینکه مدیران ارشد سازمان بدون آگاهی از جایگاه حساس روابط عمومی و اینکه روابط عمومی یک تخصص است نه یک کار روزمره ! در اولین روزهای حضور خود بدون ارزیابی کارشناسی مدیر روابط عمومی را تغییر می دهند ، مصداق نیاز جامعه روابط عمومی به حمایت صنفی است .

برکناری مدیر روابط عمومی آموزش و پرورش استان مازندران مثال واقعی این مساله است. گرچه نمی توانیم به مدیر جدید سازمان حق ندهیم که مدیر روابط عمومی را بنا بر سیاست های جدید اطلاع رسانی انتخاب کند و همینطور  بحث هم زیر سوال بردن توانایی مدیر جدید روابط عمومی نیست ، ولی کنار گذاشتن  نیروهای فعال و علاقمند که به اصول و تکنیک های علمی روابط عمومی توجه ویژه داشته اند ، جای حرف دارد و باید به کسانی مانند آقای مظفری حق داد که از حقوق صنفی شان دفاع شود و سلیقه جای شایستگی را نگیرد.

جای خالی انجمن و یا تشکل صنفی اینجاست که بیشتر از همیشه احساس می شود.  چنین چیزی را نه در بدنه دولت و نه انجمن های روابط عمومی می بینم. نمی توان شعارهای خوب داد ولی حمایت از حرفه روابط عمومی را فراموش کرد. 

Posted by Ali Mazinani at 10:35 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 23, 2005 01:18

سانحه هواپیمای c-130: یک نکته


23, 2005 01:18

سانحه هواپیمای c-130 برای همه دردناک بود. تعداد زیادی از خبرنگاران و البته تعداد بیشر همکاران روابط عمومی ارتش و ستادهای مختلف آن در این سانحه از میان ما رفتند. (بیشتر...)

ماموریت وسفرهای مطبوعاتی بخشی از کار همیشگی  خبرنگاران و همکاران روابط عمومی است و  از نزدیک دیده ام که مدیران روابط عمومی چه سختی هایی را متحمل می شوند و چه اندازه خود را با مدیران سازمان درگیر می کنند که بهترین شرایط سفرهای مطبوعاتی و ماموریت ها را مخصوصا برای خبرنگاران فراهم کنند.
شگردها و مسایل جزئی هم هستند که برگزاری خوب این سفرها را ممکن می سازند.
از جمله این نکات ریز ولی مهم که در سانحه مورد نظر به آن توجه نشده ، این بود که در برنامه ریزی اعزام خبرنگاران به شدت تمرکز شده بود . حدود 100 نفر از جانباختگان حادثه ، همه افراد فعال چه در حوزه رسانه و چه روابط عمومی بودند . 

برای توضیح بیشتر از تجربه یکی از دوستانم استفاده می کنم.
خیلی وقت پیش برای ماموریتی عازم بودیم و من وقتی برنامه پروازها را گرفتم  ، از اینکه تیم کاری حاضر در ماموریت در یک پرواز نبودند ،شاکی بودم . 
ولی از نظر او اینکه برنامه پرواز افراد متمرکز نیست ، نکته مثبت هم تلقی می شد. چرا که تیم های تشریفات باتجربه همیشه برای احتیاط و کاهش اثرات حوادث از تمرکز بیش از حد جلوگیری می کنند ، حتی اگر برنامه ریزی ها را پیچیده تر کند. 
 
باید در تحلیل این حادثه به مسایل پیش از برنامه هم توجه کرد . چرا یک پرواز برای انتقال همه تیم خبری رویداد در نظر گرفته شده بود. به ویژه اینکه خطرپذیری حضور خبرنگاران در یک مانور نظامی بسیار بیشتر از یک سفر مطبوعاتی معمولی است.

Posted by Ali Mazinani at 01:18 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 13, 2005 06:40

امروز: یک جلسه ، یک نظر


13, 2005 06:40

امروز به اتفاق دوست خوبم مهندس واحد در جلسه ای با مدیر کل تبلیغات دولت حضور یافتیم. در نمایشگاه روابط عمومی ها این درخواست را از ایشان داشتیم که فرصتی را در اختیار ما بگذارند که خوشبختانه این لطف نصیب مان شد.
این اولین بار بود که EPRSOFT  به صورت رسمی برای نهادهای رسمی حوزه روابط عمومی پرزنت می شد. قصدمان هم این بود که فضای حاکم بر بحث ها و فعالیت های روابط عمومی الکترونیک را منعکس کنیم و در ضمن ارایه گزارشی از فعالیت های گذشته و در دست اقدام و سیاست های جدید اداره کل تبلیغات دولت را پس از انتصاب آقای علی کریمی دریافت کنیم و بدانیم که آیا حمایت از فعالیت هایی که توسط گروه های مختلف از جمله گروه نرم افزاری روابط عمومی الکترونیک انجام شده ، مورد حمایت قرار خواهد گرفت یا نه.

خیلی هم سعی کردیم که شبهه ایجاد نشود منظور از حمایت ، تعریف "پروژه با ردیف اعتباری خاص" نیست. بلکه می خواهیم فضای مناسب برای گسترش روابط عمومی الکترونیک فراهم شود.
امیدوارم با دیدگاه مثبت و کاربردی آقای کریمی نسبت به موضوع دارند ، سعی ما نتیجه بخش بوده باشد.

*****
ضمنا امروز مجبور شدم به یکی از همکاران روابط عمومی پاسخ دهم که در کنفرانس روابط عمومی الکترونیک ، گروه نرم افزاری روابط عمومی الکترونیک در حد توان به برگزارکنندگان کنفرانس کمک کرده و مجری برگزاری آن نبوده است. ایشان اعتقاد داشت برگزاری این کنفرانس به نفع روابط عمومی ایران نبوده است (!)
بهرحال وقتی پاسخ مرا شنید ، راحت گفتند که پس چرا انتقادی از این کنفرانس در وبلاگتان ننوشتید !!
جای من بودید چه می گفتید؟
خودم را می گویم : مگر من چه کاری برای روابط عمومی ایران کرده ام که بخواهم از برگزارکنندگان کنفرانسی که به طرح این مساله مهم و تولید چند مقاله خوب کمک کرده اند - با تمامی اشکالات کنفرانس اول- انتقاد کنم ؟!

Posted by Ali Mazinani at 06:40 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 21, 2005 05:08

کارگاههای آموزشی کنفرانس بین المللی روابط عمومی-1


21, 2005 05:08

به لطف دوستان ، توانستم در کارگاههای آموزشی که همزمان با کنفرانس بین المللی روابط عمومی برگزار شد ، شرکت کنم.  میزبان روابط عمومی شرکت نفت مناطق مرکزی ایران بود که انصافا فضای خوبی فراهم کنند. گرچه برنامه های کارگاه نامشخص بود و برنامه ریزان کارگاه آنچنان که باید از وقت استفاده نکردند.
وظیفه خودم دانستم یادداشت ها و برداشت های خودم را در وبلاگ منتشر کنم.

****
برنامه اول ، میلینکو ژوریک مشاور روابط عمومی از کشور صربستان بود ،که حضور نداشتم. صحبت های حاشیه ای بعد از ظهر نشان از این داشت که در کار خودش که مدیریت بحران است ، تجربه خوبی دارد و کاملا ساده و کاربردی مسایل را عنوان می کرد. تاکید داشت که باید  شناسایی منابع بحران را به وسیله تحقیق و پیگیری اطلاعات بغرنج انجام دهیم و در موقعیت های بحرانی صداقت داشته باشیم و منفعلانه برخورد نکنیم. می گفت که اگر شما صحبت نکنید ، صدای خود را از دست می دهید!

***
دکتر گودرزی استاد علوم روانشناسی دیگر برنامه کارگاه را برعهده داشتند. در مباحث روابط عمومی کمتر از ادبیات و نظریات روانشناسی بهره برده ایم ، فرصت خوبی برای بحث های روانشناسی در حوزه روابط عمومی بود.

Posted by Ali Mazinani at 05:08 | | TrackBack (0)

link | 31, 2005 12:14

بی اعتمادی تاریخی


31, 2005 12:14

چند وقت پیش تحلیل تاریخی جالب شنیدم به این مضمون که ایرانیان در طول تاریخ مورد هجوم وحشی ترین اقوام  قرار گرفته اند . در این شرایط  مکانیسم دفاعی ساده ای ایجاد شده که با گذشت زمان سیستم حاکم را دچار مشکل می کرده است. روش کار هم ساده بوده :" باید مانع ارسال اطلاعات درست از پایین به بالا شویم ! "
 هر ایرانی که با بیگانگان ارتباط داشت و اطلاعاتی را در اختیار سیستم حاکم قرار می داد که منجر به تطبیق نظام حاکم بر شرایط واقعی می شد ، از جامعه طرد می شد.

این مساله در فرهنگ ما نهادینه شده که در فرهنگ سازمانی ما هم مشهود است. ارایه اطلاعات از نابسامانی های سازمان به رییس در فرهنگ سازمانی ما در این فرهنگ نکوهش می شود. 

داشتم فکر می کردم  شاید بخش عمده نگاه توام با بدبینی به روابط عمومی ها همین مساله باشد! علاوه بر این فعالیت روابط عمومی در این فرهنگ سازمانی بسیار دشوار است.

Posted by Ali Mazinani at 12:14 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 21, 2005 09:06

مخاطب يا مشتري؟


21, 2005 09:06


از اولین نوشته های وبلاگم این بود که برای مخاطب باید نوشت ، حتی برعکس !
اما هر گاه دکتر شکرخواه در حوزه روابط عمومي سخن مي گويند ، هميشه ترجيح داده اند از واژه " مشتري " به جاي " مخاطب" استفاده کنند .

نکاتی را از تفاوت این دو واژه استنباط کردم که در حقیقت آسیب شناسی روابط عمومی ایرانی هم است ؛ یعنی روابط عمومی ها در استراتژی سازمان نقشی به عهده ندارند و طبیعی است که جایگاهی بالا هم نداشته باشند. 
یعنی علاوه بر اینکه روابط عمومی ها در برنامه ریزی ارتباطی خود مخاطب را در نظر نمی گیرند، بلکه در یک سطح بالاتر ، اصلا مخاطب برنامه های خود را از مشتریان سازمان انتخاب نمی کنند.

چالش مهم روابط عمومي ما ، همين است که از مدار حرکتي سازمان براي رفع نيازهاي مشتريان خارج شده است . هنوز هم باورم این است که در برنامه ریزی ارتباطی روابط عمومی ها باید  مخاطب خود را مشخص کرد و فقط برای او باید نوشت ، اما باید قبول کنیم که وقتی در مقام برنامه ریز ارتباطی هستیم ، این مساله درست است.  ولی سطح بالاتری هم وجود دارد ، جایی که روابط عمومی باید نقش خود را در قبال مشتریان سازمان مشخص کند.

حیات هر سازمانی به این وابسته است که تا چه حد بتواند نیازهای مشتریان را جوابگو باشد و تصویر درستی از سازمان نزد مشتری وجود داشته باشد. مدیران ارشد سازمان ها از روابط عمومی انتظار دارند برای مشتری کار کنند ، به زبان صریح تر روابط عمومی هدف اصلی اش را باید فروش محصولات و خدمات سازمان به مشتری بداند. گرچه مانند بازاریابی به طور مستقیم وارد این حوزه نمی شود ، ولی هدف یکی است.  
 روابط عمومی بايد تصويري درست از سازمان نزد مشتريان ايجاد کند و منعکس کننده نيازهاي مشتري به سازمان باشد تا فروش محصولات و خدمات بهتر صورت گيرد. بايد مسايل بحراني ارتباط بين سازمان و مشتري را برطرف کند.

حقیقت این است که تعارف می کنیم .  باید برای مخاطب بنویسیم  ولی برای مشتری کار کنیم .  همین!

Posted by Ali Mazinani at 09:06 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 16, 2005 06:03

جنسیت و روابط عمومی


16, 2005 06:03

امروز ایمیل جالبی را پاسخ دادم و بهتر دانستم پاسخ را در وبلاگ منتشر کنم.
یکی از مدیران روابط عمومی با این دلیل که برخی کارهای روابط عمومی نیاز به خلاقیت زنانه دارد ، در جستجوی منابع  علمی برای تایید کارآمدی خانم ها در روابط عمومی بودند.

 پاسخ دادم که تابحال  چیز خاصی به عنوان الگو ندیده ام که سهم جنس زن و مرد در کارهای روابط عمومی را مشخص کرده باشد. در هیچ یک از کتاب ها و منابع روابط عمومی هم به این اشاره نشده است. 
حداقل زمان دانشجویی برای تحقیق در مورد رضامندی کارکنان روابط عمومی های شرکت های دولتی تهران ، به دنبال منابع علمی بودم که چیزی پیدا نکردم.

جالب اینکه سوال تحقیق مان  این بود که تاثیر جنسیت بر میزان رضامندی از شغل روابط عمومی چیست.
تصور اینکه زنان ارتباط گران بهتری هستند و خلاقیت های خاص خودشان را دارند ، باعث شد که فرضیه تحقیق را اینگونه انتخاب کنیم که "زنان رضامندی بیشتری از این شغل دارند".  ولی این فرضیه اثبات نشد و حتی مردان رضایتمندی بیشتری داشتند! 
 
به نظر من، اگر تخصص لازم روابط عمومی داشته باشیم و خلاقیت کافی را برای ارایه راه حل های ارتباطی مسایل داشته باشیم ، زن و مرد بودن تاثیری ندارد. فقط می ماند محدودیت های خاص زنان در جامعه ما که از کودکی اعمال می شود و چون فرصت های حضور در محیط های ارتباطی کمتر فراهم بوده ، ممکن است نتوانند توانایی های خود را نشان دهند. 

روابط عمومی یک تخصص است و متخصص آن باید مهارت ها و توانایی های لازم را داشته باشد. منظور از توانایی داشتن هم ذاتی نیست. تکنیک های ارتباطی را می توان یاد گرفت.
روابط عمومی یک کار تیمی است و ممکن است متناسب با نوع کار و موقعیت آن ، بتوان از توانایی های رفتاری و فکری  مختلف استفاده کرد.  تفاوت های زن و مرد هم می تواند یکی از فاکتورهایی باشد که بتوان از آن بهره برد. ولی نمی توان آن را شاخصی قاطع برای واگذاری کارها به مرد و زن قرار داد. 

یک خاطره :
وقتی گزارشی از آن تحقیق دانشجویی برای انتشار در یک مجله تخصصی روابط عمومی نوشیم ، شخصی که واسطه ارسال مقاله بود پس از ویرایش گزارش دقیقا نتیجه تحقیق را بالعکس جلوه داد !!! یعنی طوری نوشت که گویی زنان آمادگی بیشتری برای کار در روابط عمومی دارند و رضامندی بیشتری داشته اند!!!
پس از چاپ متوجه شدم . وقی دلیل این کار را پرسیدم گفتند که نباید ما هم دیدگاه خشک و متعصبی داشته باشیم!  باید از زنان حمایت کنیم !

Posted by Ali Mazinani at 06:03 |  نظر (3) | TrackBack (0)

link | 9, 2005 10:40

وقتی روابط عمومی دولتی نفس بخش خصوصی را می گیرد


9, 2005 10:40

نوشته خوب  وبلاگ مردمداری با عنوان "شرايط موفقيت واگذاري فعاليتهاي روابط عمومي به بخش غير دولتي "  باعث شد که نقدی خودمانی از خودمان داشته باشم ؛ اینکه چه وقت ساختار دولتی روابط عمومی ایرانی ، نفس بخش خصوصی را می گیرد.

وقتی روابط عمومی تخصص نیست ، طبیعتا مدیران و کارشناسان کارنابلد روابط عمومی تکنیک های روابط عمومی را با روابط عمومی یکی می گیرند.
انتشارات ، تبلیغات ،  نمایشگاه ، پژوهش و افکارسنجی و ... اینها تکنیک ها و ابزارهای روابط عمومی برای اجرای برنامه های خاص ارتباطی است. فقط همین ! متاسفانه چون برنامه ریزی ارتباطی را بلد نیستیم ، خودمان را با ابزارها تعریف کرده ایم. اگر این فعالیت ها را به بخش خصوصی واگذار کنیم به اصل روابط عمومی نباید خدشه ای وارد شود . ولی عملا اینگونه نیست.
اگر اینها را از روابط عمومی های فعلی ما بگیرند ، چیزی نمی ماند !  پس ترجیح می دهیم برای صفحه آرایی یک نشریه 60 صفحه ای ماهانه ، یک صفحه آرا استخدام کنیم و کلی امکانات در اختیارش قرار دهیم که روزی دو صفحه را ببندد!

وقتی حضور بخش خصوص مساوی با کلاهبرداری است (!) تغییر رویه 55 ساله روابط عمومی دولتی در کشور ما به این سادگی نیست. بخش نامه های مورد نیاز هم برای واگذاری فعالیتهای روابط عمومی به بخش خصوصی  وجود دارد. اما عملا اتفاقی نیفتاده ، جز اینکه  مدیران موفق روابط عمومی که در مدیریت خود از تصدی گری پرهیز کرده اند و بخش خصوصی را وارد بازی کرده اند ، ضرر کرده اند.
چندین مدیر موفق و متخصص را می شناسم که برچسب فعالیت های اقتصادی نادرست را خورده اند !
سابقه تاریخی مخالفت با بخش خصوصی ، از بین رفتن حیاط خلوت برخی ها ، فضای ناسالم اداری و ... دلایلی وجود این دیدگاه هستند.

وقتی توان نظارت نداریم !  مدیریت همیشه از اجرا سخت تر است. وقتی توانایی کارشناسی  و مهارت های لازم را نداریم، ترجیح می دهیم که نیروها و امکانات در مجموعه خودمان باشد. 
اگر توانایی نیازسنجی و تعریف کار را نداشته باشیم ، چه بسا که در طول کار تعریف را تغییر می دهیم . پس بخش خصوصی نمی تواند به کمک ما بیاید. نیروهایی نیاز داریم که یک کار را چندین بار بازسازی کنند . زمان هم مهم نیست !!

****
وقتی در متحول کردن وظایف ابزاری روابط عمومی این همه مشکل داریم ، دیگر انتظار اینکه بخش خصوصی روابط عمومی می تواند مساله یابی ، طراحی برنامه ارتباطی و اجرای آن را متعهد شود ، کمی سخت است.

Posted by Ali Mazinani at 10:40 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 4, 2005 11:55

وبا در اطلاع رسانی


4, 2005 11:55

وبـــا ، 76 میلیارد تومان به کشاورزان سبزی کار خسارت وارد کرد یا اطلاع رسانی از وبا !؟


وبا بیماری خطرناک ولی شناخته شده و قابل پیشگیری است.  وزارت بهداشت هم وظیفه دارد که با مردم صادق باشد. اما آیا بهره برداری نادرست از سرمایه رسانه ای روابط عمومی وزارت بهداشت برای پاک کردن یک صورت مساله درست بود؟! 
اینجا را بخوانيد :" در صورت ادامه روند کنوني  ميزان خسارات مي تواند تا پايان تابستان به دو تريليون تومان برسند ". 
واقعيت اين است که  هيچ بيمه و پرداخت خسارتي نمي تواند امنيت سرمايه گذاري واشتغال در سبزي و صيفي جات را برگرداند!  هزاران نفر از محروم ترين قشر جامعه مشکلات سنگيني را متحمل شدند.
  بحران گوشت هاي آلوده را اگر به خاطر بياوريد ، اطلاع رساني مديران و مسئولان وزارت بهداشت در خدمت يک سناريو قرار گرفت و در حاشيه آن صنعت توليد مواد غذايي گوشتي به سمت  ورشکستگي کامل رفت. 
 
هدفم انتقاد از وزارت بهداشت نیست. بلکه مطالعه موردی این مساله مهم است که در سازمانی با مدیران ارشد ناآشنا  به برنامه ریزی ارتباطی و نگرشی نادرست به مسایل روابط عمومی و اطلاع رسانی، آیا یک روابط عمومی با ساختار پویا و قدرت رسانه ای بالا می تواند برای سازمان و جامعه مفید باشد؟! ( قطعا خیر )
باز همان نکته مهم مورد نظر اساتیدم خودم ؛ دکتر کمالی پور و دکتر شکرخواه  که تاکید دارند تلاش ها برای رفع مشکلات روابط عمومی ایران از آموزش و توانمندسازی مدیران و کارشناسان روابط عمومی ، باید به سمت اصلاح نگرش مدیران ارشد سازمانها نسبت به روابط عمومی منعطف شود.  مدیران و کارشناسان روابط عمومی به اندازه کافی نگرش و مهارت های لازم را دارند.

در هر حال ، کشاورزان فارغ از اينکه  وبا  يا  اطلاع رساني وبا کدامیک اين همه خسارت وارد کرده ، مي دانند که آب رفته به جوي باز نمي گردد...  روابط عمومی چطور؟!  آیا بالاخره کسی پیدا می شود در بحران ها ، نظر تخصصی روابط عمومی را بخواهد و اینگونه خود بحران ساز نشود؟!

Posted by Ali Mazinani at 11:55 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 7, 2005 02:01

ایران و جامعه اطلاعاتی، کج دار و مریز !


7, 2005 02:01


 
  ایران و جامعه اطلاعاتی  تنها وب سایت تخصصی جامعه اطلاعاتی است که اندک زمانی پس از شروع  فعالیت خود مورد توجه قرار گرفت و مقالات منتشر شده در آن فقر منابع فارسی در اینترنت را کمی جبران کرد. اما متاسفانه از ابتدای سال فعالیت معمول وب سایت متوقف شده است.
حتی لحظه ای نمی توان تصور کرد اختلال در فعالیت سایت دلیلش این باشد که دیگر حرفی و سخنی نمانده است. خوشبختانه شفافیت فضای وب نشان می دهد که  پشتوانه علمی قوی و ارزنده ای در مرکز پژوهش‌های ارتباطات وجود دارد . پس چرا وب سایت به یک معنا تعطیل شده است؟

نمی خواهم  قدرنشناس باشم ولی نگرانی که برای مخاطب وب سایت وجود دارد ، کمتر از آن چیزی نیست که قبل از شروع به کار سایت بود.  "ایران و جامعه اطلاعاتی"  اهمیت و گستردگی جامعه اطلاعاتی را به همه نشان داد و مشاهده اینکه چگونه کوته نگری برخی مسئولین باعث عدم حمایت از مرکز پژوهش ها شده، نگران کننده تر است. 

احتمالا ، مهدی  پس از چند ماه دیگر مطمئن شده که آنچه شنیده شایعه نبوده ...!

Posted by Ali Mazinani at 02:01 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 21, 2005 10:39

نقدی بر استفاده ابزاری و سطحی کردن تعامل با مردم


21, 2005 10:39

این یک حقیقت است که در کشور ما " ستادهای انتخاباتی نقش کانونهای تبلیغاتی و مجر ی فعالیتهای انتشاراتی را به عهده گرفته اند" و در وبلاگ برنامه ریزی روابط عمومی بیشتر می توانید از لزوم توجه به گرایش های تخصصی روابط عمومی بخوانید. اما موضوع این نوشته نقدی بر محور تبلیغات انتخاباتی است که مصداق های مورد استفاده برای القای آن تکنیک های ارتباط مردمی است.

اینکه روابط عمومی خود را تبلیغ کنیم به اندازه کافی عجیب است و در تبلیغات شهردار تهران اینچنین بوده و  محور تبلیغاتی " مردمی بودن" با مصداق هایی از ملاقات های مردمی و ارتباط مستقیم ایشان در شهرداری تهران تبلیغ شده است . برای مثال شهردار تهران و انبوه مطالبات مردمیگفته های امروز شهردار :
"... من به راحتي خودم وسط مردم هستم، يعني مردم به من دسترسي دارند و راحت مي‌توانند حرفشان را بزنند و دارند مي‌زنند و بعضي از مردم شكايت ادارات ديگر را سر من داد مي‌زنند
جالب بود، يك نفر آمد آنقدر داد زد من گوش دادم تمام شد فهميديم مشكل آن يك جاي ديگر است! گفتم شهرداري بر ساير ادارات تسلط ندارد، اما بنشين من زنگ مي‌زنم يك يادداشت به رئيس اداره مي‌دهم بلكه به كارت رسيدگي كند.
الان درها باز است زماني كه درها باز باشد مردم حرفشان را مي‌زنند ..."


به عنوان کسی که فنون ارتباطات مردمی را یکی از تکنیک های برتر روابط عمومی بویژه - در کشور ما - می دانم و چندین سال است در این حوزه با مردم و مسئولین برخورد داشته ام ، به چند دلیل خاص برگزاری ملاقات های مردمی را لزوما  اثبات مردمداری نمی دانم:

*  ملاقات مستقیم مسئولان با مردم و کارکنان  صرفا یک تکنیک برای رفع مشکلات ارتباطی سازمان است و  استفاده وسیع از آن لزوما به معنای حل مشکلات سازمان نیست.

** در برگزاری ملاقات مردمی در حجم وسیع و تلبیغ آن ، باید به گونه ای عمل کرد که صرفا مشکلات خاص و غیر قابل حل از طریق سیستم موجود سازمان به این جلسات ارجاع داده شود ، نه اینکه مبنای کار یک تکنیک کوچک باشد. بهره برداری از تکنیک ها در یک برنامه ارتباطی معنا می یابد نه به صورت مجزا و به عنوان عملکرد!

***  در یک رویه درست و معمول باید  هر جلسه ملاقات مردمی مسئولین نسبت به جلسه قبل متقاضی کمتری داشته باشد . یعنی علاوه بر بازبینی درخواست ها و ارجاع مطالبات معمول به سیستم موجود سازمان ، اگر مساله خاصی در جلسه قبل مطرح شده که سیستم جوابگوی آن نبوده ، باید دستور مسئول سازمان  به یک رویه تبدیل شود.  در غیر اینصورت نه تنها این کار نشانه مردمی بودن نیست بلکه به تخریب سیستم موجود سازمان خواهد انجامید.

****  انتقاد معمول به تکنیکهای ارتباط مستقیم مردم با مسئولین  این است که محوریت شخص جایگزین سیستم سازمانی شود. یعنی حتی در حد ممکن نباید در ملاقات های مردمی دستور گرفتن از رییس به صورت موردی باشد و تصمیم کلان رییس برای مشکل موجود ملاک قرار گیرد . جز موارد خاص نظیر ملاقات مردمی نظیر آنچه که در قوه قضاییه انجام می شود . چون رییس قوه قضاییه طبق قانون امکان اعمال نظر در بررسی پرونده ها را دارد . ولی اینکه شهردار هر هفته یک روز کامل را به بررسی مشکلات موردی اختصاص دهد و  با گذشت مدتها هنوز هدف اصلی برگزاری این ملاقات ها یعنی بهینه شدن خدمات رسانی سازمان محقق نشده باشد ، چه ارزیابی باید داشت؟

***** نکته آخر اینکه  انتقاد جدی به  پخش و بهره برداری از تصاویر این ملاقات های مردمی و ابراز احساسات مردم  وارد است . این کار از سال گذشته در صدا و سیما شروع شد و سپس  اوج آن در فیلم های تبلیغاتی بود .یعنی مدیریت کردن بر سازمانی با سیستم کاری معیوب ،سپس باز کردن یک درگاه کوچک برای بیان مشکلات  مردم و در نهایت حل موردی مشکلات اصولا با فلسفه واقعی مردمداری منافات دارد.
"مردم مداری" با  "مردم داری" متفاوت است که جای بحث فراوان دارد...

_________________
در این وبلاگ صرفا به مطالب تخصصی پرداخته ام و این مطلب هم نقد برنامه های تبلیغاتی این کاندید است بدون تخریب .  واقعیت ها بهترین دلایل برای نشان دادن عوام فریبی و ظاهر سازی است . وظیفه خودم می دانم به استفاده ابزاری و سطحی کردن تعامل با مردم اعتراض کنم . 

لینک مرتبط:
- ارتباط مستقیم مدیران با مردم ؛ پاسخ به چند انتقاد
- صحفه خالی ملاقات مردمی شهردار تهران  در سایت روابط عمومی شهرداری

Posted by Ali Mazinani at 10:39 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 3, 2005 12:31

انتخابات ؛ فرصت اطلاع یابی از افکارعمومی


3, 2005 12:31


این روزها انتخابات ریاست جمهوری ، تمامی حوزه ها را  به چالش کشانده است و افکارعمومی در معرض پیام هایی قرار گرفته که به دور از تعارفات و مصلحت های عادی از منابع متعدد عنوان می شوند. در حقیقت ، افکارعمومی از این فرصت برای شکل دهی و اصلاح خود استفاده می کند و هر اندازه فضای انتخاباتی آزادتر و با حضور گرایش های فکر متفاوت برگزار شود ، افکارعمومی استقبال بیشتری برای بهینه سازی خود دارد.
هر جریان سیاسی برای جلب افکارعمومی ، درصدد پاسخ به چالش هایی است که برای افکارعمومی وجود دارد و یا اینکه چالش های جدیدی را نمایان کند. هر موضوعی که در کانون توجه قرار گیرد بدون شک آینده کاری سازمان ها و کسب و کارهای آن حوزه فعالیت را تحت تاثیر قرار می دهد.

اگر هویت سازمان را شخص مدیر ندانیم و روابط عمومی هر سازمان   را روابط عمومی شخصی ندانیم ، باید امروزها روابط عمومی ها   اطلاع یابی را در دستور کار خود قرار دهد.
اطلاع یابی از محورهای انتقادی جریان های انتخاباتی به فعالیت سازمان یا حوزه کاری و  نیز بررسی برنامه های ارایه شده آنها که مرتبط با سازمان و حوزه کاری آن است ، وظیفه روابط عمومی است .
منظورم حضور روابط عمومی (نقش اطلاع رسانی ) در بحث های انتخاباتی نیست ، بلکه  روابط عمومی باید فارغ از اینکه دولت در حال تغییر است از فرصت به دست آمده برای جمع آوری و تحلیل دیدگاههای مختلف جریان های مختلف استفاده کند و از فرصت های به دست آمده برای پیشبرد اهداف سازمان کمک گیرد و یا با پیگیری جریان های انتخاباتی  آسیب های ناشی از  پروپاگاندا و جنگ های روانی را شناسایی و رفع کند. 
متاسفانه کاندیداها بیشتر از پروپاگاندا و جنگ های روانی استفاده می کنند و آسیب های جدی از عملکرد تبلیغاتی انها بر افکارعمومی ایجاد می شود. برای مثال جدال های رسانه ای که با حضور روزنامه نگاران در ستادهای انتخاباتی شکل می گیرد ، یک آسیب جدی است و در مصاحبه سید فرید قاسمی  نیز به این نکته اشاره شده است.
حال اگر روابط عمومی ها، روابط عمومی سازمان هستند نه رییس که بی انگیزه شدن مسئولان در روزهای آخر کارشان آنها را هم از کار بیندازد  و اگر تحلیل و جمع بندی دیدگاههای جریان های مختلف با فضای جناحی سازمان های ما تضادی ندارد... اکنون بهترین فرصت است که روابط عمومی بررسی پیام های انتخاباتی را انجام دهد .
ساعت ها برنامه رادیو - تلویزیونی ، صفحات متعدد روزنامه ها و نشریات تخصصی ، سخنرانی کاندیداها و همراهانش ، برنامه های کاندیداها  و اقلام تبلیغاتی مختلف منابع تحقیقی کاملی هستند .

همانگونه که سفارتخانه کشورهای خارجی به انتخابات کشورها حساس هستند و با مانیتور کردن جریان انتخابات مستندسازی دیدگاهها و تحلیل آنها را انجام می دهند ، روابط عمومی هم می تواند چنین نقشی را برای سازمان یا گروه خاصی داشته باشد و نقش تاثیرگذاری در بازسازی و به روز شدن سازمان داشته باشد.

(پ . ن : اگر نمونه ای از این کار در روابط عمومی ها سراغ دارید ، لطفا پیام بگذارید. ممنون.)

Posted by Ali Mazinani at 12:31 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 26, 2005 10:05

از امروز ماجرا عوض شد...


26, 2005 10:05



با پذیرفته شدن  ایران به عنوان عضو ناظر سازمان تجارت جهانی  از امروز هر چه بیشتر  وارد  بازی بزرگ جهانی می شویم .
تحولات همه جانبه ای در انتظار ما است و خوشبین ترین افراد هم می دانند که ما اصلا آماده تحولات آینده نیستیم .
تصور اینکه شرکت ها و سازمان های ما یکی یکی ورشکست می شوند و تحمل کوچکترین بحران را ندارند ، دور از واقعیت نیست .

این خبر مهم را برای ثبت در وبلاگ آوردم 
، چون معتقدم  برخلاف وضعیت راکد فعلی که سازمان و شرکت ها در فضای محصور و غیر رقابتی فعالیت می کنند ؛ در فضای جدید ، هیچ سازمان و شرکتی بدون روابط عمومی راه به جایی نمی برد.

برای روابط عمومی این خبر نقطه عطف خواهد بود و هر روز بر اهمیت تخصص روابط عمومی افزوده خواهد شد ، چون ماجرا عوض شده است...

Posted by Ali Mazinani at 10:05 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 14, 2005 01:02

بحران هسته‌اي : بحران روابط‌عمومي


14, 2005 01:02

بحران روابط عمومی  در بحران هسته ای

چندین ماه پیش همزمان با شدت یافتن بحران هسته ای ایران ، یادداشتی را  در مورد لزوم توجه به فعالیت های روابط عمومی برای تببین ابعاد بحران برای افکارعمومی نوشته بودم . 
 موضوع این بحث حقانیت ایران در استفاده از فناوری هسته ای برای تولید انرژی نیست چرا که هر ایرانی در هر جا و هر عقیده ای بر آن تاکید دارد.  موضوع بحث روش مدیران برای اقناع و همراه کردن افکارعمومی است. شاید بتوان گفت در بحران هسته ای کشورمان ، بحران روابط عمومی مهم تر است .

شاهد هستیم بعد از مدت ها مذاکره و مسایل حاشیه ای آن - که موضوع این بحث نیست -  اکنون به نقطه بحرانی نزدیک می شویم و متاسفانه باز هم مسئولین و مدیران به خود حق داده اند پشت میز مذاکره و تصمیم گیری بنشینند و هرگاه قضیه بحرانی شد ، در یک روابط عمومی فشرده افکار عمومی را نسبت به منافع ملی و فواید استفاده از انرژی اتمی مطلع کنند.

شاید مدیران و مسئولان سازمان انرژی اتمی و یا مراکز تصمیم گیر تصور میکنند همین کافی است که مردم به آنها اعتماد داشته باشند و نیازی نیست سوالات افکارعمومی پاسخ داده شود ؟ برای مثال ظرف هفته های گذشته هیچ تلاشی صورت نگرفته که افکارعمومی اقناع شود  چرا در اختیار داشتن چرخه سوخت هسته ای به نفع ما است و نباید  امتیازهای اقتصادی و سیاسی طرف مذاکره کننده را بپذیریم؟

چرا روابط عمومی سازمان انرژی اتمی ایران همزمان با تعلیق غنی سازی اورانیوم ، اطلاع رسانی از فعالیت های متنوع هسته ای در پزشکی ، کشاورزی و ... را به حالت تعلیق درآورده است؟
نیاز به همراهی افکارعمومی تمامی ایران چه در صورت موفق آمیز بودن مذاکره با اروپا و چه در صورت ناموفق بودن آن  وجود دارد و در شرایط  بحرانی نمی توان انتظار داشت حمایت از منافع ملی تنها با مصاحبه های تکراری صدا و سیما با مردم و یا  تبلیغات رسانه ای صرف  ایجاد شود.

فعالیت آهسته و پیوسته روابط عمومی سازمان ها و نهادهای مسئول در جریان مذاکرات هسته ای قطعا از  موج رسانه ای منفعلانه و موقت  تاثیر گذارتر بود . که متاسفانه چنین نشد و  حتی به نظر من با این فراموشی ارتباطی سازمان های مسئول ، اعتماد عمومی خدشه دار شده  است و روابط عمومی سازمان هایی نظیر سازمان انرژی اتمی نتوانستند از سرمایه رسانه ای که در بحران هسته ای گذشته به دست آورده بود ، استفاده و آن را برای روز مبادا حفاظت کنند.
شاید این حقیقت تمام روابط عمومی ها در کشور ما است که مخاطبان را در روزهای بحرانی به یاد می آورند!!

دریغ که باز هم صدای این وبلاگ چندان رسا نیست  و باید بسنده کنیم به اینکه شاید روزی  آسیب شناسی برنامه روابط عمومی سازمان انرژی اتمی موضوع یک تحقیق یا پایان نامه شود تا حداقل آن را به عنوان یک مطالعه موردی از نقش روابط عمومی در بحران استفاده کنیم !

Posted by Ali Mazinani at 01:02 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 16, 2005 10:11

یک نه بزرگ به:"آيا امور تربيتي روابط عمومي است؟"


16, 2005 10:11

یادداشت آقای امامی در مورد نگاه روز همشهری تاکیدی است به اینکه محافل و متولیان روابط عمومی باید کمی هم به فکر فرهنگ سازی برای روابط عمومی باشند. در حقیقت همه باید بدانند از روابط عمومی چه انتظاری می توان داشت.
این روزها آموزش و پرورش خبرساز شده و فکر کنم روابط عمومی آموزش و پرورش اگر هم بخواهد فرصت جوابگویی این مطلب را ندارد !

جواب سوال آقای نوروزی: آیا امور تربیتی روابط عمومی است !؟
شک نکنید که جواب " نه " خواهد بود. اما نه با نگاهی سطحی که نویسنده به روابط عمومی ، تبلیغات و حتی امور تربیتی دارد.

روابط عمومی یک علم است نه واحد سازمانی. هر کسی هم می تواند از تکنیک های علمی آن در شرایط و کاربردهای مختلف استفاده کند. بر خلاف نظر نویسنده اگر معلمان امور تربیتی کمی هم روابط عمومی بلد بودند نقش نصیحت گران مدارس را پیدا نمی کردند و در محیط ارتباطی سالم و مشارکتی می توانستند به وظایف تخصصی خود بپردازند.
اگر بخواهیم خیلی هم مدرسه آرمانی را ترسیم کنیم روابط عمومی یک مدرسه - به عنوان واحد سازمانی این بار - برنامه های زیادی برای رشد و شکوفایی مدرسه می تواند اجرا کند : محیط ارتباطات درونی مدرسه و ارتباطات برون مدرسه ای را آسیب شناسی و حل مشکل کند . پاسخگویی را به بدنه خشک مدارس وارد کند و چندین نقش مفید دیگر...
نگاه نویسنده به روابط عمومی کاملا سطحی است از این جهت که ابزارهای ساده روابط عمومی مثل پوستر  و جشن و ... را روابط عمومی می داند. در حقیقت آنچه خود از روابط عمومی دیده همه آن فرض کرده ، غافل از اینکه آنچه به عنوان روابط عمومی دیده و شنیده ،  تکنیک های تبلیغاتی در خدمت برنامه های روابط عمومی بوده اند . همانطور که می تواند در خدمت یک معلم امور تربیتی قرار گیرد.
نتیجه اینکه اگر در شرح وظایف معلمان امور تربیتی استفاده از تکنیک های تبلیغات شده ، هیچ منافاتی با انجام وظایف پرورشی ندارد و خیال همه معلمان امور تربیتی راحت باشد که روابط عمومی اصلا امور تربیتی نیست .
کمی هم خارج از روابط عمومی : دلیل ذکر شده همانطور که گفته شد دلیل منطقی برای دور شدن نهاد تربیتی مدارس از مسیر اصلی خود  نیست و چه بسا نا آشنا بودن معلمان پرورشی با تکنیک های ارتباطی و تبلیغاتی خود دلیلی بر کارکرد نامناسبش بوده است. 
ضعف عملکرد امور تربیتی مدارس با شرح وظایف درستشان قابل توجیه نیست و متخصصان آموزش بهتر می توانند بگویند که نظام مدارس  ما بر مبنای آموزش صرف پایه ریزی شده اند و به پرورش استعداد و  شخصیت دانش آموز توجهی ندارد. این عدم توجه هم در حد شعار نیست. تنزل امور پرورشی به حد یک معلم که در نظام تصمیم گیری مدرسه جایی ندارد ، مصداق این امر است.

Posted by Ali Mazinani at 10:11 |  نظر (0) | TrackBack (0)

link | 2, 2005 06:38

دغدغه هایی برای دانشکده علوم ارتباطات


2, 2005 06:38

عکس ماندگار ایسنا




یک هفته از تاسیس دانشکده ارتباطات گذشت...
دکتر معتمدنژاد در همان روز مراسم ، هدف گذاری برای تاسیس دانشگاه ارتباطات را اعلام کرد.
من استنباطم این بود که استاد دانشکده را به چندین نسل از شاگردان خود سپرده تا فعالیت دانشکده در دو سال آینده مبنای ارزیابی برای  تحقق ایده  بزرگ تر دانشگاه علوم ارتباطات شود.

به عنوان یک فارغ التحصیل علاقمند به دانشکده  دغدغه های خودم را می نویسم...

سرمایه علمی دانشکده ارتباطات
نکته اول :  دانشکده علوم ارتباطات علامه از نظر علمی در ایران پیشتاز و منحصر بفرد است.
از همین جمله بالا می خواهم به خط کشی هایی که خواسته و یا ناخواسته در چند سال گذشته بین دانشکده های فعال ارتباطات شده ، اشاره کنم.  در حال حاضر گروه علمی دانشگاه آزاد ، دانشگاه تهران و دانشگاه امام صادق ، دانشکده صداو سیما ، دانشکده خبر و حتی دانشگاه علمی و کاربردی هر یک در حوزه خاص بخشی از  سرمایه علمی ارتباطات هستند. تاکنون ارتباطی بین این مراکز نبوده و با از بین بردن این خط کشی ها و تعامل بیشتر که در سطوح رسمی ، هیات علمی و حتی دانشجویی نیاز است ، پویایی دانشکده قطعا بیشتر خواهد بود
نکته دوم : بسیاری از دانشجویان علاقمند هستند که  مثل امروز  مراسم استقبال از اساتید فعال در حوزه های خارج از دانشگاه را داشته باشند. امروز حضور مجدد دکتر خانیکی و فردا شاید حضور مستمر و بیشتر اساتیدی که انرژی خود را بیشتر در فعالیت های خارج از دانشکده صرف می کنند و در بعضی موارد شرایط حضور آنان فراهم نشده ...

 روابط عمومی برای  دانشکده علوم ارتباطات
 گرچه معمولا کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد اما دانشکده ارتباطات هم روابط عمومی می خواهد و
انتظار به حقی است اگر همه آنچه که از جایگاه و نقش روابط عمومی در دانشکده یاد گرفته ایم در ساختار سازمانی همان دانشکده رعایت شود .
همه چیز آماده است و با انتخاب دکتر فرقانی به عنوان رییس دانشکده -که همیشه به روابط عمومی نگاه ویژه داشته اند- امیدوار تر می شویم.امیدوار به اینکه  روابط عمومی دانشکده از هم اکنون با تعریف  جایگاه و برنامه ها ، نقش موثر را در تثبیت هویت جدید دانشکده ارتباطات و گسترش فعالیت ها ایفا کند و همرنگ روابط عمومی های دانشگاه نشود که از کارکرد اصلی خود به دور هستند.
کاش امکانش بود به عنوان یک کار عملی برنامه روابط عمومی دانشکده را در وبلاگ ها بنویسیم.
اهداف ، مخاطبین ، ابزارها و ... همه چیز مشخص است و یک کار برنامه ای را لازم دارد که هویت مستقل دانشکده ارتباطات تبیین شود و دانشجویان روابط عمومی حداقل در دانشکده یک الگوی کاری را ببینید.
سرمایه رسانه ای این روابط عمومی در نوع خود بی سابقه است و دانش آموختگان دانشکده در رسانه ها
پشتیبان برنامه های روابط عمومی هستند .
هویت بخشی به دانشکده مستقل و استفاده از نیروی بالقوه فارغ التحصیلان دانشکده و مشارکت آنان دو هدف عمده این روابط عمومی می تواند باشد.
نکته ای که خیلی ذهنم را مشغول کرده این است که باید بین آموزش روابط عمومی و مدیریت روابط عمومی دانشکده تفکیک قائل شد و مدیر این روابط عمومی جسارت فعالیت مستقل را داشته باشد.

دانشکده علوم ارتباطات در  فضای سایبر
تعریف دانشکده مستقل ارتباطات بدون توجه به فضای سایبر با شرایط جدید غیر ممکن است.
امکانات سخت افزاری و شبکه ای دانشکده  زیرساخت این توجه است. این نوشته را بخوانید:" تنها دانشکده ارتباطات ایران فقط 9 رایانه کج و کوله متصل به اینترنت دارد ". من هم نمی دانم چرا تا بحال پروژه ای برای تقویت ساختار شبکه ای دانشکده از طریق تکفا انجام نشده ؟!  ولی الان فرصت مناسبی است.
ورود مباحث ارتباطات دیجیتال به دروس رشته های مختلف نکته دوم است. هم اکنون از سایبرژورنالیسم و روابط عمومی الکترونیک هیچ نشانه ای یافت نمی شود  و مراکز علمی دیگر به مراتب پیشرو تر از دانشکده هستند.

Posted by Ali Mazinani at 06:38 |  نظر (0)

link | 27, 2004 07:37

نقدی بر بخشنامه جدید سازمان مدیریت برای راه اندازی سایت مردم


27, 2004 07:37

وب سایت ملی یا پورتال !؟

ISNA  : بر اساس بخشنامه‌ي معاون اول رييس جمهور كليه‌ي دستگاه‌هاي اجرايي موظف به راه‌اندازي جايگاه اينترنتي به نام ”مردم“ شدند
IT IRAN :
كليه دستگاه‌هاى اجرايى موظف به راه‌اندازى جايگاه اينترنتى به نام "مردم" شدند

تناسب نداشتن تیتر خبر با متن و محتوا همیشه نشانه بی توجهی خبرنگار نیست. مانند خبری که روزهای  گذشته در مورد طرح جدید سازمان مدیریت و برنامه ریزی برای راه اندازی سایتی به نام " مردم " منتشر شد . در حقیقت ویراستاران خبری به صورت ناخواسته  نقطه ضعف این بخشنامه را تغییر داده اند.
آنچه از مرور خبر متوجه می شویم این است  که این سازمان قصد دارد یک وب سایت اطلاع رسانی با نام مردم راه اندازی کند و طبق مصوبه شورای عالی اداری برای تحقق دولت الکترونیک در فاز اول 200 طرح مهم را از سازمان های مختلف در دسترس قرار دهد  و از سازمان ها خواسته شده  که اطلاعات خود را به صورت مکتوب و دستی به سازمان ارسال کنند تا آنها یک سایت اختصاصی به عنوان مردم درست کنند و سپس نماینده هر سازمان برای به روز کردن آن اقدام کند.

نکته جالب اینکه تاکید سایت های خبری بر اینکه سازمان های مختلف موظف به راه اندازی سایت مردم شده اند ، ناشی از این تصور بوده که  سازمان مدیریت درصدد راه اندازی سایت پورتال است ، نه وب سایت ملی !
چرا که تمامی سازمان ها در طرح تکریم ارباب رجوع و طرح های مشابه دولت الکترونیک موظف به ارایه اطلاعات در مورد خدمات قابل ارایه به ارباب رجوع  از طریق وب سایت های سازمانی خود شده  بودند و هیچ انتظار نمی رفت سازمان مدیریت بخواهد یک تنه این کار را انجام دهد .با اینحال انتظار درستی است که سایت پورتال این مجموعه پراکنده ایجاد شود.

ادامه یادداشت در وبلاگ جمعی روابط عمومی آن لاین 

Posted by Ali Mazinani at 07:37 |  نظر (0)

link | 6, 2004 08:52

به بهانه روز خبرنگار ؛ نقد روابط عمومی را فراموش نکنیم !


6, 2004 08:52


حال که دولت خود گوش و چشم ارتباطی خود را هر روز بیشتر از گذشته کنار می گذارد ، فشار رسانه ها شاید کمکی باشد ...در روز خبرنگار ، بیشتر از همیشه به نقد روابط عمومی ها نیاز داریم .
گرچه روزنامه نگاری ما هم مانند برنامه ریزان و مدیران ارشد دولتی روابط عمومی را فراموش کرده ، ولی روزنامه نگاری که می خواهد منتقد دولت باشد اولین انتقادش باید روابط عمومی باشد . که در غیر اینصورت هیچ صدایی از انتقادش به درستی به سازمان نخواهد رسید ...
همزمان با روز خبرنگار  آسیب شناسی روزنامه نگاری بیشتر از همیشه به میان می آید و به درستی هم دولت همیشه یکی از دلایل توسعه نیافتگی روزنامه نگاری عنوان می شود. شاهد مثال میزگرد  پرمحتوای اساتید ارتباطات به مناسبت روز خبرنگار که هر جا سخنی از دولت است یعنی همان روابط عمومی :



  • " به عقيده‌ي ”دكتر معتمدنژاد” يكي از مشكلات روزنامه‌نگاري در معكوس بودن نقش‌ دولت و مطبوعات است، چرا كه مطبوعات نقش دو وجهي‌ را در اطلاع رساني، آگهي‌دهي و منعكس كردن تصوير جامعه‌ي خود ايفا مي‌كنند، اما دولت‌ها هيچ گاه نتوانستند اين نقش مطبوعات را بپذيرند."
  •   "دكتر خانيكي، عنوان كرد: دو عامل دولت و نهادهاي مدني در دوران گذار در توسعه و عدم توسعه‌ي مطبوعات نقش بسزايي دارند و بايد چگونگي تاثير اين عوامل را بيشتر مورد بررسي قرار دهيم."
  •  "دکتر فرقانی: اطلاعات و چگونگي ميزان انتشار آن در اختيار دولت قرار دارد، بنابراين از يك طرف انتظار عمومي از رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران روز به روز در حال ارتقاست و از طرف ديگر روزنامه‌نگاران نمي‌توانند به اين انتظارات پاسخگو باشند، بنابراين جامعه دچار نوعي انفعال سياسي و اجتماعي مي‌شود."
  •  "دکتر نمک دوست :  يك ميل تاريخي در دولت‌هاي ما وجود داشته است كه حتي دولت‌هايي كه حسن نيت دارند مسائل و مشكلات را درون ساختارهاي خود بررسي نمي‌كنند، بلكه فرافكني كرده و اين مسائل را به عوامل بيروني نسبت مي‌دهند. تا مدامي كه دولت كاركرد نهادهاي نظارت بر كج رفتارهاي درون و بيرون خود و گزارش دهي و پيگيري آن را نپذيرد در اين صورت افتراق وظايف در جامعه به درستي انجام نشده است."

برای پذیرش این خواسته ها از سوی دولت قطعا شعار کافی نیست ، بلکه توجه واقعی به روابط عمومی حقیقی چاره کار است.  اگر دولت بخشی از تلاش خود برای توسعه در فضای رسانه ای کشور  را برای ارتقاء جایگاه روابط عمومی مستقل و پاسخگو در بدنه خود می کرد کمک بیشتری به روزنامه نگاری کرده بود.


شواهد که اینگونه نیست ...

Posted by Ali Mazinani at 08:52 |  نظر (2)

link | 25, 2004 07:42

تبلیغات بدون نظارت ؛ با هر وسیله ، به هر قیمت


25, 2004 07:42


اگر  تفاوت روابط عمومی و تبلیغات مشخص می شد ، دیگر هیچ کارفرمایی تبلیغات را بر روابط عمومی ترجیح نمی داد.   این روزها بحث نظارت بر تبلیغات داغ است و دیدگاه یک حقوقدان در این مساله هم  تایید کننده تضییع حقوق شهروندان است.
اگر ارزیابی منصفانه ای صورت گیرد تبلیغات بسیاری از شرکت ها و سازمان های بزرگ  مصداق توهین به  مخاطب ، تبلیغ با هر ابزار ممکن و حتی استفاده ابزاری از کودکان  است .  بخش خصوصی ما  بیشترین ضربه را از تبلیغات صرف می خورد ، کاش فعالیت آژانس های روابط عمومی بیشتر بود تا تفاوت تبلیغات و روابط عمومی در عمل روشن شود.

تصویر زیر تنها یک نمونه از این دست تبلیغات است که چند شب پیش به تعداد ساکنین ساختمان ما گذاشته شده بود. (مثل یک برگه هزینه برق یا گاز طراحی شده و قابل پیگیرد قانونی هم هست)


g.jpg


Posted by Ali Mazinani at 07:42 |  نظر (0)

link | 23, 2004 08:07

سایت های برتر جشنواره روابط عمومی ها سال 82


23, 2004 08:07

برترین سایت های روابط عمومی منختب جشنواره روابط عمومی؛


 آب سرد  روابط عمومی سنتی بر پیكر  روابط عمومی الكترونیك


 


سایت های منتخب  جشنواره  روابط عمومی ، آب سردی بر روابط عمومی الكترونیك  بود شاید به قول دوستی بهتر است خبر آن را هم منتشر نكنیم .  گو اینكه مطالب یك وبلاگ اهمیت چندانی در این معادله چندمجهولی ندارد. اینگونه كسب امتیازها همه در آن طرف مانیتور برای دارندگانش ارزش دارد و حتی نقد های این طرف مانیتور به گوش آنها هم نخواهد رسید. 


 باید خوش بین بود كه روابط عمومی الكترونیك بر پایه اقتضا و ضرورت های خود شكل می گیرد نه بر اساس معیارهای جشنواره های غیر حرفه ای و سنتی .  به بیانی دیگر انتظار خیر از مجموعه حامی روابط عمومی با اینگونه انتخاب ، در بین فعالان روابط عمومی الكترونیك از بین خواهد رفت و عرصه بازی كاملا شفاف ؛ نه بر اساس سلیقه ها و نه بر اساس ماجراهای خاص جشنواره ای شكل خواهد گرفت.  چرا كه روابط عمومی ها در برابر  رسانه های اكترونیكی ،‌مخاطبین رو به رشد دنیای مجازی ،‌ الكترونیكی شدن سازمان ها و ... ناگزیر از حركت به سوی بهترین الگوهاست و خوشبختانه بخش خصوصی هم در این زمینه فعال است. این انتخاب آب سردی است كه توفیق اجباری روابط عمومی الكترونیكی خواهد بود.


  دكتر صحفی قول داده اند كه مستندات مربوط به منتخبین روابط عمومی  منتشر خواهد شد.  ولی جالب اینكه لازم نیست اسناد روابط عمومی های برتر منتشر شود .خوشبختانه بر خلاف سایر موضوعات جشنواره روابط عمومی ، در دسترس هستند. برگزیده های سایت های روابط عمومی در سال 1382:


1.       بانك ملی ایران  رتبه نخست بهترین سایت روابط عمومی . ( چند صفحه اچ تی ام ال به معرفی روابط عمومی پرداخته است. )


2.       سازمان سنجش آموزش كشور ،‌رتبه دوم .(    بیابید روابط عمومی را !؟)


3.      سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان تهران  ، رتبه سوم (به اشتباه نام سایت مدیریت وبرنامه ریزی كل كشور را آورده بودم كه معذرت می خواهم . گرچه باز هم در اصل ماجرا تاثیری ندارد )


 توضیح بیشتری  در مورد سایت های برگزیده نمی دهم . چون چند كلیك ساده برای كسانی كه این مطالب را می خوانند ، كافی است كه سایت های مورد نظر را ببیند . بر خلاف  تصمیم اولیه  خودم قصد ندارم این یادداشت را برای برگزاركنندگان جشنواره بفرستم و یا حتی در نشریه ای چاپ كنم . چون تفاوت این همه  نادرستی در همان مساله هایپر بودن این كلمات نهفته است ؛  مدیران و برگزاركنندگان جشنواره هیچگاه روی كاغذ نمی توانند برگزیدگان خود را ببینند و یا در همین ستون كناری سایت های قدر روابط عمومی را ببینند.


  هیات داوران سایت های روابط عمومی


در بروشور جشنواره  یك كار مثبت انجام شده و آن انتشار اسامی هیات داوران است. آقای محمود مختاری   مدرس دانشگاه ( گرافیك ) ، كارشناس تبلیغات و كارشناس ارشد علوم اجتماعی معرفی شده اند  كه بررسی نشریه داخلی و سایت را بر عهده داشته اند .


در بحث چاپ و نشر شخصا شاگرد ایشان بوده ام و از نزدیك در تیم فنی روزنامه ایران كار ایشان را دیده ام . تجربه كاری و نكات ریز فنی بویژه در مسایل چاپ ویژگی برتر ایشان است . تنها انتقاد وارد بر وی پذیرفتن مسئولیتی است كه در تخصص وی نیست . انتقاد اصلی به برگزاركنندگان جشنواره بر می گردد كه متاسفانه هیچ كدام تا جایی كه من اطلاع دارم حضور معمول در وب ندارند .


هیات داوران  باید همزمان توانایی فنی  و توانایی روابط عمومی را داشت كه بتواند ویژگی های سایت ایده آل روابط عمومی را ارزیابی كند.


اصول ساده فنی در طراحی یك سایت ، برای مثال


 قانون سه كلیك :‌ بیننده باید با سه كلیك به اطلاعات مورد نیاز خود برسد .


لود صفحه در 8 ثانیه : بارگذاری صفحه روی مرور گر نباید بیشتر از 8 ثانیه طول بكشد.


قابلیت پرش : در هر صفحه از سایت بیننده باید بتواند مستقیم امكان پرش به بخش های دیگر سایت را داشته باشد .


و ...


كم نیستند متخصصان فنی كه می شد از آنها در ارزیابی سایت های روابط عمومی استفاده كرد.


 سایت روابط عمومی چیست ؟


بروشور جشنواره نشان می دهد كه 60 سایت روابط عمومی در این رجشنواره شركت كرده اند این سوال  را به ذهن می آورد :كه  آیا سایت های سازمانی حتی  روابط عمومی در آن نقش نداشته باشند ، سایت روابط عمومی است ؟ و بهترین های این 60 سایت همین سه مورد هستند ؟!