نوشته خوب وبلاگ مردمداری با عنوان "شرايط موفقيت واگذاري فعاليتهاي روابط عمومي به بخش غير دولتي " باعث شد که نقدی خودمانی از خودمان داشته باشم ؛ اینکه چه وقت ساختار دولتی روابط عمومی ایرانی ، نفس بخش خصوصی را می گیرد.
وقتی روابط عمومی تخصص نیست ، طبیعتا مدیران و کارشناسان کارنابلد روابط عمومی تکنیک های روابط عمومی را با روابط عمومی یکی می گیرند.
انتشارات ، تبلیغات ، نمایشگاه ، پژوهش و افکارسنجی و ... اینها تکنیک ها و ابزارهای روابط عمومی برای اجرای برنامه های خاص ارتباطی است. فقط همین ! متاسفانه چون برنامه ریزی ارتباطی را بلد نیستیم ، خودمان را با ابزارها تعریف کرده ایم. اگر این فعالیت ها را به بخش خصوصی واگذار کنیم به اصل روابط عمومی نباید خدشه ای وارد شود . ولی عملا اینگونه نیست.
اگر اینها را از روابط عمومی های فعلی ما بگیرند ، چیزی نمی ماند ! پس ترجیح می دهیم برای صفحه آرایی یک نشریه 60 صفحه ای ماهانه ، یک صفحه آرا استخدام کنیم و کلی امکانات در اختیارش قرار دهیم که روزی دو صفحه را ببندد!
وقتی حضور بخش خصوص مساوی با کلاهبرداری است (!) تغییر رویه 55 ساله روابط عمومی دولتی در کشور ما به این سادگی نیست. بخش نامه های مورد نیاز هم برای واگذاری فعالیتهای روابط عمومی به بخش خصوصی وجود دارد. اما عملا اتفاقی نیفتاده ، جز اینکه مدیران موفق روابط عمومی که در مدیریت خود از تصدی گری پرهیز کرده اند و بخش خصوصی را وارد بازی کرده اند ، ضرر کرده اند.
چندین مدیر موفق و متخصص را می شناسم که برچسب فعالیت های اقتصادی نادرست را خورده اند !
سابقه تاریخی مخالفت با بخش خصوصی ، از بین رفتن حیاط خلوت برخی ها ، فضای ناسالم اداری و ... دلایلی وجود این دیدگاه هستند.
وقتی توان نظارت نداریم ! مدیریت همیشه از اجرا سخت تر است. وقتی توانایی کارشناسی و مهارت های لازم را نداریم، ترجیح می دهیم که نیروها و امکانات در مجموعه خودمان باشد.
اگر توانایی نیازسنجی و تعریف کار را نداشته باشیم ، چه بسا که در طول کار تعریف را تغییر می دهیم . پس بخش خصوصی نمی تواند به کمک ما بیاید. نیروهایی نیاز داریم که یک کار را چندین بار بازسازی کنند . زمان هم مهم نیست !!
****
وقتی در متحول کردن وظایف ابزاری روابط عمومی این همه مشکل داریم ، دیگر انتظار اینکه بخش خصوصی روابط عمومی می تواند مساله یابی ، طراحی برنامه ارتباطی و اجرای آن را متعهد شود ، کمی سخت است.
Posted by Ali Mazinani at 10:40