نقدی بر استفاده ابزاری و سطحی کردن تعامل با مردم
این یک حقیقت است که در کشور ما " ستادهای انتخاباتی نقش کانونهای تبلیغاتی و مجر ی فعالیتهای انتشاراتی را به عهده گرفته اند" و در وبلاگ برنامه ریزی روابط عمومی بیشتر می توانید از لزوم توجه به گرایش های تخصصی روابط عمومی بخوانید. اما موضوع این نوشته نقدی بر محور تبلیغات انتخاباتی است که مصداق های مورد استفاده برای القای آن تکنیک های ارتباط مردمی است.
اینکه روابط عمومی خود را تبلیغ کنیم به اندازه کافی عجیب است و در تبلیغات شهردار تهران اینچنین بوده و محور تبلیغاتی " مردمی بودن" با مصداق هایی از ملاقات های مردمی و ارتباط مستقیم ایشان در شهرداری تهران تبلیغ شده است . برای مثال
گفته های امروز شهردار :
"... من به راحتي خودم وسط مردم هستم، يعني مردم به من دسترسي دارند و راحت ميتوانند حرفشان را بزنند و دارند ميزنند و بعضي از مردم شكايت ادارات ديگر را سر من داد ميزنند
جالب بود، يك نفر آمد آنقدر داد زد من گوش دادم تمام شد فهميديم مشكل آن يك جاي ديگر است! گفتم شهرداري بر ساير ادارات تسلط ندارد، اما بنشين من زنگ ميزنم يك يادداشت به رئيس اداره ميدهم بلكه به كارت رسيدگي كند.
الان درها باز است زماني كه درها باز باشد مردم حرفشان را ميزنند ..."
به عنوان کسی که فنون ارتباطات مردمی را یکی از تکنیک های برتر روابط عمومی بویژه - در کشور ما - می دانم و چندین سال است در این حوزه با مردم و مسئولین برخورد داشته ام ، به چند دلیل خاص برگزاری ملاقات های مردمی را لزوما اثبات مردمداری نمی دانم:
* ملاقات مستقیم مسئولان با مردم و کارکنان صرفا یک تکنیک برای رفع مشکلات ارتباطی سازمان است و استفاده وسیع از آن لزوما به معنای حل مشکلات سازمان نیست.
** در برگزاری ملاقات مردمی در حجم وسیع و تلبیغ آن ، باید به گونه ای عمل کرد که صرفا مشکلات خاص و غیر قابل حل از طریق سیستم موجود سازمان به این جلسات ارجاع داده شود ، نه اینکه مبنای کار یک تکنیک کوچک باشد. بهره برداری از تکنیک ها در یک برنامه ارتباطی معنا می یابد نه به صورت مجزا و به عنوان عملکرد!
*** در یک رویه درست و معمول باید هر جلسه ملاقات مردمی مسئولین نسبت به جلسه قبل متقاضی کمتری داشته باشد . یعنی علاوه بر بازبینی درخواست ها و ارجاع مطالبات معمول به سیستم موجود سازمان ، اگر مساله خاصی در جلسه قبل مطرح شده که سیستم جوابگوی آن نبوده ، باید دستور مسئول سازمان به یک رویه تبدیل شود. در غیر اینصورت نه تنها این کار نشانه مردمی بودن نیست بلکه به تخریب سیستم موجود سازمان خواهد انجامید.
**** انتقاد معمول به تکنیکهای ارتباط مستقیم مردم با مسئولین این است که محوریت شخص جایگزین سیستم سازمانی شود. یعنی حتی در حد ممکن نباید در ملاقات های مردمی دستور گرفتن از رییس به صورت موردی باشد و تصمیم کلان رییس برای مشکل موجود ملاک قرار گیرد . جز موارد خاص نظیر ملاقات مردمی نظیر آنچه که در قوه قضاییه انجام می شود . چون رییس قوه قضاییه طبق قانون امکان اعمال نظر در بررسی پرونده ها را دارد . ولی اینکه شهردار هر هفته یک روز کامل را به بررسی مشکلات موردی اختصاص دهد و با گذشت مدتها هنوز هدف اصلی برگزاری این ملاقات ها یعنی بهینه شدن خدمات رسانی سازمان محقق نشده باشد ، چه ارزیابی باید داشت؟
***** نکته آخر اینکه انتقاد جدی به پخش و بهره برداری از تصاویر این ملاقات های مردمی و ابراز احساسات مردم وارد است . این کار از سال گذشته در صدا و سیما شروع شد و سپس اوج آن در فیلم های تبلیغاتی بود .یعنی مدیریت کردن بر سازمانی با سیستم کاری معیوب ،سپس باز کردن یک درگاه کوچک برای بیان مشکلات مردم و در نهایت حل موردی مشکلات اصولا با فلسفه واقعی مردمداری منافات دارد.
"مردم مداری" با "مردم داری" متفاوت است که جای بحث فراوان دارد...
_________________
در این وبلاگ صرفا به مطالب تخصصی پرداخته ام و این مطلب هم نقد برنامه های تبلیغاتی این کاندید است بدون تخریب . واقعیت ها بهترین دلایل برای نشان دادن عوام فریبی و ظاهر سازی است . وظیفه خودم می دانم به استفاده ابزاری و سطحی کردن تعامل با مردم اعتراض کنم .
لینک مرتبط:
- ارتباط مستقیم مدیران با مردم ؛ پاسخ به چند انتقاد
- صحفه خالی ملاقات مردمی شهردار تهران در سایت روابط عمومی شهرداری
Posted by Ali Mazinani at 10:39 PM | نظر (0) | TrackBack (0)


