یادداشت آقای امامی در مورد نگاه روز همشهری تاکیدی است به اینکه محافل و متولیان روابط عمومی باید کمی هم به فکر فرهنگ سازی برای روابط عمومی باشند. در حقیقت همه باید بدانند از روابط عمومی چه انتظاری می توان داشت.
این روزها آموزش و پرورش خبرساز شده و فکر کنم روابط عمومی آموزش و پرورش اگر هم بخواهد فرصت جوابگویی این مطلب را ندارد !
جواب سوال آقای نوروزی: آیا امور تربیتی روابط عمومی است !؟
شک نکنید که جواب " نه " خواهد بود. اما نه با نگاهی سطحی که نویسنده به روابط عمومی ، تبلیغات و حتی امور تربیتی دارد.
روابط عمومی یک علم است نه واحد سازمانی. هر کسی هم می تواند از تکنیک های علمی آن در شرایط و کاربردهای مختلف استفاده کند. بر خلاف نظر نویسنده اگر معلمان امور تربیتی کمی هم روابط عمومی بلد بودند نقش نصیحت گران مدارس را پیدا نمی کردند و در محیط ارتباطی سالم و مشارکتی می توانستند به وظایف تخصصی خود بپردازند.
اگر بخواهیم خیلی هم مدرسه آرمانی را ترسیم کنیم روابط عمومی یک مدرسه - به عنوان واحد سازمانی این بار - برنامه های زیادی برای رشد و شکوفایی مدرسه می تواند اجرا کند : محیط ارتباطات درونی مدرسه و ارتباطات برون مدرسه ای را آسیب شناسی و حل مشکل کند . پاسخگویی را به بدنه خشک مدارس وارد کند و چندین نقش مفید دیگر...
نگاه نویسنده به روابط عمومی کاملا سطحی است از این جهت که ابزارهای ساده روابط عمومی مثل پوستر و جشن و ... را روابط عمومی می داند. در حقیقت آنچه خود از روابط عمومی دیده همه آن فرض کرده ، غافل از اینکه آنچه به عنوان روابط عمومی دیده و شنیده ، تکنیک های تبلیغاتی در خدمت برنامه های روابط عمومی بوده اند . همانطور که می تواند در خدمت یک معلم امور تربیتی قرار گیرد.
نتیجه اینکه اگر در شرح وظایف معلمان امور تربیتی استفاده از تکنیک های تبلیغات شده ، هیچ منافاتی با انجام وظایف پرورشی ندارد و خیال همه معلمان امور تربیتی راحت باشد که روابط عمومی اصلا امور تربیتی نیست .
کمی هم خارج از روابط عمومی : دلیل ذکر شده همانطور که گفته شد دلیل منطقی برای دور شدن نهاد تربیتی مدارس از مسیر اصلی خود نیست و چه بسا نا آشنا بودن معلمان پرورشی با تکنیک های ارتباطی و تبلیغاتی خود دلیلی بر کارکرد نامناسبش بوده است.
ضعف عملکرد امور تربیتی مدارس با شرح وظایف درستشان قابل توجیه نیست و متخصصان آموزش بهتر می توانند بگویند که نظام مدارس ما بر مبنای آموزش صرف پایه ریزی شده اند و به پرورش استعداد و شخصیت دانش آموز توجهی ندارد. این عدم توجه هم در حد شعار نیست. تنزل امور پرورشی به حد یک معلم که در نظام تصمیم گیری مدرسه جایی ندارد ، مصداق این امر است.
Posted by Ali Mazinani at 10:11