بخش خصوصی؛ ارزش واقعی مخاطب (2)
در نوشتار پیش ، توجه بخش خصوصی به روابط عمومی به جای تکیه بر تبلیغات صرف را شاخصی برای رشد و بالندگی عنوان کردیم. چرا که در عرصه شفاف اقتصادی که رقابت سالم وجود داشته باشد برای کسب " رضایت مشتری " دیگر تبلیغات صرف جوابگو نیست و باید فعالیت های ابتکاری روابط عمومی برای دستیابی به حسن شهرت و اعتماد مشتری به کار گرفته شود.
ادبیات روابط عمومی در ایران از همان ابتدا در محدوده سازمان های دولتی ماند و تبلیغات هم آن سوی همیشه در حاشیه اقتصاد ایران یعنی بخش خصوصی ماند و همانگونه که سازمان های دولتی هیچگاه ارزش واقعی مخاطب را درنیافتند ، بخش خصوصی نیز هیچ رغبتی نداشت که فعالیت های مستمر و درازمدت روابط عمومی را جایگزین تبلیغات کند.
بحث در مورد اهمیت مخاطب و نقش و حدود توجه به نیازهای مخاطب در سازمان های دولتی قبل از هر چیز به نظام فکری و سیاسی جامعه برمی گردد که اگر بگوییم از کلاف سر در گم این بحث ، راه به جایی نمی توان برد ، سخنی به گزاف نگفته ایم و باید امیدوار باشیم اراده کوچک کردن بخش دولتی به واقعیت بدل شود. ولی در مورد بخش خصوصی تنها پیش نیاز مشتری مداری وجود بستر سالم اقتصادی است که در این صورت یقین باید داشت برنامه های روابط عمومی جیگاه واقعی خود را پیدا می کنند و بر خلاف روابط عمومی رسمی و اداری دولتی ، حرفه ای پویا و جذاب را خواهیم دید که دیگر مباحث صرف نظری پاسخگوی نیاز آن نیست و اثر بخشی و کاربردی بودن برنامه جلوه می کند.
بخش خصوصی هم اکنون نیز در برخی زمینه ها دارای شرایطی است که ناگزیر از روی آوردن به فعالیت های روابط عمومی است و مطالبات این حوزه کاری بکر ، در آینده نه چندان دور انتظارات جدیدی از جامعه روابط عمومی را در پی دارد .بدین ترتیب ظهور موسسات روابط عمومی که نگاه خود را بیش از پروژه ها و طرح های دولتی به بخش خصوصی منعطف کرده اند ، دور از انتظار نیست ؛ به شرطی که نظام آموزشی روابط عمومی ، انجمن ها و محافل روابط عمومی و کارشناسان این رشته بتوانند خود را برای ورود به این عرصه کاری آماده کنند.
باید دید در چند سال آینده روابط عمومی با فعالیت های بخش خصوصی آشتی خواهد کرد یا خیر ؟!
**************
(یک نکته : تصمیم گرفته ام که فعالیت شرکت های خصوصی با ذکر نام آنها باشد. گرچه یک تصور رایج (که می تواند ریشه در رشد روابط عمومی دولتی داشته باشد ) حتی در مسایل حرفه ای و علمی ذکر نام را جایز نمی داند! )

در مطلب قبل به معرفی فعالیت یک شرکت " تلاونگ " برای گسترش فرهنگ مصرف از تخم مرغ پرداختیم. یک نمونه جالب دیگر :
اگر جای کسی بودید که پس از چند سال هنوز هم در اعیاد ، مناسبت ها و به صورت فصلی کاتالوگ ها ، فرم های نظرسنجی و خدمات جدید یک تولید کننده لباس را دریافت می کردید ، حتما خود را جزو مشتریان می دانستید. هر چند در حال حاضر قصد نداشته باشید از آن خرید کنید !!
نکته جالبی اینکه تازه ترین " بسته تبلیغاتی " شرکت هاکوپیان برای مشتریانش تفاوتی با گذشته دارد. چون بر خلاف گذشته علاوه بر کاتالوگ تبلیغاتی و کارت های تخفیف کالا و ... یک برنامه ارتباطی در جریان بود که به خوبی پیام های ارتباطی خود را به مشتریان می رساند.
"پژوهش علمی صنعتی پوشاک " ، عنوان طرحی است که به مشتریان معرفی شده و هدف از آن حفظ و استفاده بهینه از سرمایه های ملی عنوان ذکر شده است و از مشتریان خواسته شده که سه دست لباس قبلی خود را به شرکت تحویل دهند تا کارشناسی تولیدات گذشته از نظر میزان مقاومت ، رنگ لباس ، نحوه استفاده و ...توسط محققین انجام شود و از نتایج به دست آمده بهره گرفته شود. ضمنا لباس های جمع آوری شده قابل استفاده برای نیازمندان ارسال می شود و از مشتریان خواسته شده لباس ها را تمیز تحویل دهند.
آنچه که در همین خلاصه طرح دیده می شود و می توان آن را پیام های مستتر در برنامه ارتباطی دانست ، عبارتند از :
- تاکید بر نگاه علمی و پژوهشی شرکت به تولیدات
- مشارکت شرکت در برنامه های خیرخواهانه
- تلاش در جهت ارتقاء کیفیت با توجه به نیاز مشتریان و کیفیت بالاتر تولیدات جدید از لحاظ کیفیت
در این طرح از خرید رایگان شرکت کنندگان هم به عنوان یک تشویق استفاده شده و نام امور بازرگانی به عنوان مجری طرح آمده است ، اما روشن است که حسن شهرت هدف اصلی طرح است و بازاریابی هدف فرعی است. گرچه در مواردی نظیر انتخاب اسم و زیر عنوان طرح ( فراخوان بزرگ هزاره سوم ؛ پژوهش علمی صنعتی پوشاک برای اولین بار در ایران و جهان !) هنوز هم نگاه تبلیغات گونه به چشم می خورد ، ولی آن را می توان یک نمونه خوب برنامه ریزی روابط عمومی برشمرد.
Posted by Admin at 07:57 PM