روابط عمومی و اقدامات موازی

یك واقعیت : اغلب حضور روابط عمومی ها در سازمان زمانی شروع می شود كه پروژه ها و طرح های سازمان تكمیل و آماده راه اندازی اند. در این مقطع زمانی است كه معرفی و تبلیغ و مشاركت جویی طرح از روابط عمومی خواسته می شود !! در حالی كه برنامه ریزی ارتباطی باید همزمان با شروع طرح اولیه پروژه آغاز و همراه با اجرای پروژه ، فرهنگ سازی لازم در قالب اقدامات موازی برای مخاطبین انجام می شود. یك مثال : چندین سال بحث راه اندازی مترو مطرح بود و تا راه اندازی اولین خط آن گویی سازمان و روابط عمومی آن منتظر بودند اولین حركت انجام گیرد تا فرهنگ سازی استفاده از مترو شروع شود !!
مثالی دیگر : تلفن همراه ! ؛ چند سال بعد از اپیدمی موبایل بود كه برنامه ریزی برای اصلاح و تبلیغ رفتار دارندگان تلفن همراه انجام شد . آیا موفق بود؟!
این دو مثال دو طرح بزرگ بود در حالی كه همه طرح و پروژه های سازمانی مشمول همین قضیه اند. پیش از آنكه این مساله را به جایگاه ناشناخته روابط عمومی ربط دهیم باید گفت كه روابط عمومی نا آشنا به موقعیت حرفه ای خود دلیل اصلی این ماجراست . روابط عمومی كه منتظر ارجاع است و خود را در سازمان باور نكرده است . ببینید چند روابط عمومی توانسته از مصوبه دولت در سال های گذشته برای اختصاص چند درصد از اعتبار هر پروژه به اطلاع رسانی استفاده كند؟!
یقینا هر مدیری در ابتدای اجرای هر پروژه مایل است توجیهات منطقی یك برنامه ارتباطی را كه در پیشبرد طرح قبول كند . اگرروابط عمومی نتواند مدیریت سازمان را خود اقناع كند ، انتظار نباید داشت پس از اجرای طرح بتواند توفیقی در ارتباط با مخاطبین به دست آورد!