در یك روز كاری روابط عمومی ممكن است موضوعات مختلفی برای برنامه ریزی ارتباطی به روباط عمومی ارجاع داده شود. نگاه حرفه ای به روابط عمومی از همان نقطه بررسی مشكلات سازمانی ارجاع داده شده شروع می شود . موضوع كار حرفه ای روابط عمومی مشخص است و تنها مدیران غیر متخصص با آغوش باز هر مساله ای را قبول می كنند و كافی است یك موضوع به روابط عمومی داده شود تا انبوه بروشور و پوستر و تیزر ساخته شود!! یك مطلب جالب در همین رابطه از كتاب " كاربرد نظریه های ارتباطی ":

همه مشكلات ارتباطی نیستند!
وقتی مشكلی را مشكل ارتباطی می نامیم كه اول : مشكل مذكور بر خاسته از فقدان ارتباط یا وجود نوع نادرستی از آن است . دوم : اینكه امكان برطرف كردن آن به كمك ارتباط وجود داشته باشد .
از نظر یك برنامه ریز ارتباطی سوال طبیعی این است كه چگونه می توان مشكل مطرح شده را حل كرد . پاسخ یكی از موارد زیر است : 1- تنها با تلاش های ارتباطی 2- با استفاده از ارتباط در كنار ابزار های دیگر 3 - فقط با ابزارهای دیگر .
به ندرت ارزیابی درستی از یك مشكل انجام می گیرد و اغلب اوقات راه حل های ارتباطی بدون تناسب با مشكل مطرح می شود.
" این مشكل ناشی از قدرت و تخصص گرایی برنامه ریز ارتباطی است . برنامه ریزان نیرومند ارتباطات در اظهار كردن دیدگاههای خود كمتر مشكل دارند . از دیدگاه حرفه ای " دنباله روی" به شهرت این حرفه در دراز مدت لطمه می زند ، زیرا غالبا مشكل حل نشده باقی می ماند.
روش ساده برای كمك برای بدست آوردن راه حل مشكل و تشخیص میزان تاثیر راههای ارتباطی در رفع مشكل ، تنظیم سیاهه هدف- وسایل است . یعنی برای رفع مشكل اهداف كاری خود را یك به یك بنویسیم و سپس وسیله متناسب را انتخاب كنیم كه ممكن است هیچكدام ارتباطی نباشند.
امروز كه به تبلیغات خیابانی توجه می كردم دیدم روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر سیلك ها و پوسترها و پرده های تبلیغاتی زیادی نصب كرده كه مخاطب اغلب ؟آنها معتادینی هستند . برای مثال یك شعر این بود: پدر ! ایكاش معتاد نبودی.
آیا واقعا مشكل اعتیاد یك مساله ارتباطی است كه بتوان با تبلیغات گسترده آن را كاهش داد یا پیشگیری كرد ؟!
مثال ها در روابط عمومی های كشور ما زیاد و متنوع است .
Posted by Admin at 04:41 PM