E.P.R.S.O.F.T

مقالات و منابع

تازه ترین لینک ها

انجمن های گفتگو

اسناد و قوانین

بانک اطلاعات

گفتگوها


 

L.I.N.K.S

دکتر شکرخواه

روابط عمومی

کارگزار وابط عمومی

بازخوانی ارتباطات

برنامه ریزی روابط عمومی

خاطرات روابط عمومی

تکنولوژی رسانه ای

ارتباطات

فهرست وبلاگ ها

 

 

همیشه استاد

انجمن روابط عمومی ایران

موسسه کارگزار
روابط عمومی

موسسه تحقیقات
 روابط عمومی

  

 

 

 

 

 




 

 




 


  RSS 2.0 Feed RSS 1.0 Feed

نوشته‌های وبلاگ: 168
نظرها : 95


 

 


Applied Public Relations

« آرشیو عكس روابط عمومی | Main | پوزش روابط عمومی وزارت پست و تلگراف و تلفن از دارندگان وبلاگها »


نمونه كار روابط عمومی در بخش خصوصی


راستی عجیب نیست كه چرا از روابط عمومی بخش خصوصی خبری نیست . اصلا برای خودم عجیب بوده  كه چرا هیچ وقت نشنیده م كه یكی از دوستانم در روابط عمومی  یك شركت خصوصی كار كند .


در حقیقت هر چه كه می شنویم از روابط عمومی  دولتی است . و این بیشتر از دو حالت نیست : یا روابط عمومی نمی تواند منافع بخش خصوصی را برآورده كند و یا اینكه بخش خصوصی ما منفعت طلب نیست !!


به عادت كتاب های درسی مان از ابتدایی گرفته تا دانشگاهی كه در مسایل علوم انسانی همیشه پس از شرح دو جریان عمده می گفتند، نه این و نه آن ؛ هر دو !! ما هم مثل اینكه چاره ای نداریم بگوییم نه كارشناس روابط عمومی ما برای بخش خصوصی تربیت می شود و نه بخش خصوصی می داند كه روابط عمومی چه فایده ای برایش دارد. بگذریم و بشنویم :


**********



 


 


 


 اینجا حكایتی است ...


خیلی وقت پیشتر وقتی كتاب كیمیاگر پائلو كوئیلیو را می خواندم ، پسرك شخصیت اول داستان به رسم قضا و قدر كه گویا در این داستان همه چیز را در بر می گرفت ،  شاگرد مغازه بلور فروشی شد كه در بالای یك كوچه با شیب بلند بدون مشتری روزگار بدی داشت ... به ابتكار شاگرد ، صاحب مغازه هم قبول می كند در گرمای تابستان از رهگذران ان كوچه با چای و شربتی در لیوان های بلورین پذیرایی كند . در پس این خیرخواهی رهگذرانی را می بینیم كه به مشتریان مغازه و مبلغان آن در شهر بدل شده اند !!!


 


**********


در هیاهوی یك برج !!!


كسانی كه برج اسكان را در تقاطع میرداماد -ولی عصر رفته اند آن را بیشتر مركز خریدی می دانند كه بیشتر از همه جوانان را به خود جذب می كند. در هیاهوی رفت و آمد ها برای كسانی كه چشمشان به پیام های مسنجر ، صفحه اول گوگل ، یاهو ، پرشین بلاگ و ... عادت كرده  چیزی بیشتر از صفحاتی كه در مانیتور های


 L cd ورق می خورند ، جذب كننده نیست . در فضای باز این مركز خرید ، یك شركت كامپیوتری با ایجاد دو سكو اینترنت را به رایگان در اختیار  وب دوست ها  قرار می دهد. هر نفر می تواند یك ربع از اینترنت استفاده كند و نمایندگان شركت هم تنها به یادآوری به افرادی نظاره گر بسنده می كنند ، تا اطراف سكوها شلوغ نشود.


در و دیوار شهر از تبلیغات كارتهای اینترنت و .. پر است ولی یقینا تاثیر استفاده عینی از خدمات و یا دیدن در دسترس بودن خدمات یك شركت  - حتی در مقیاس كوچك - بسیار بیشتر خواهد بود .


 


**********


دوست قدیمی یك روابط عمومی چی !! 


 دوست میوه فروش من مدتی بود كه به روزنامه های من كه آخر شب دستم می دید علاقمند شده بود و جالب تر اینكه قسمت هایی از آن را می برید. من هم به تصور اینكه آگهی تبلیغاتی یا فروش و ...


چند روز بعد اتفاقی به مغازه اش رفتم و از انچه كه دیدم به مشتریانش حق دادم كه نه به سبب دوستی قدیمی ، بلكه به دلیل  چیزهای دیگری به میوه فروشی سر كوچه اعتماد داشته باشند.


بریده روزنامه ها با آرم روزنامه های معروف و معتبر در هر قسمت از مغازه دیده می شد كه در فواید انار و نحوه استفاده بهتر از آن نوشته شده بود و مشتری اگر خریدار هم نبود تیتر مطلب را می خواند !!


 


 


 


حال می شود لذت سهل و ممتنع بودن روابط عمومی را بیشتر حس كرد . آن تصور از داستان كیمیاگر را با تصویر دیگری در یكی از برج های تهران و یا میوه فروشی سر كوچه كه تنها فضای كاربرد فنون ارتباطی در آنها عوض می شود ، كنار هم بگذاریم . اینها چیزی نیست جز روابط عمومی !



Posted by Admin at 04:34 PM

نظرها:

ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?