سازمان انرژی اتمی ؛ روابط عمومی فشرده
این یادداشت یك بررسی موردی از مسایل روابط عمومی است كه رویداد مهم ماه گذشته – بحران انرژی اتمی ایران – را صرفا از منظر حرفه روابط عمومی به بحث می گذارد.
وقتی كه سازمان انرژی اتمی ایران در بحرانی قرار گرفته بود كه حتی امنیت ملی نیز تحت تاثیر آن بود و گویی تمامی امكانات رسانه ای و تبلیغاتی كشور در خدمت جبران چند سال كم كاری این سازمان در ایجاد وجهه سازمانی و ارایه تصویری مناسب از فعالیت های هسته ای نزد افكار عمومی داخل و خارج بودند ،گویا روابط عمومی فشرده ای برای این سازمان مهیا شده بود.
سازمانی كه سال ها در سكوت به فعالیت خود ادامه داده بود و در یك استراتژی غلط رسانه ای حتی افكار عمومی داخل نسبت به فواید استفاده از تكنولوژی هسته ای توجیه نشده بود. چنانكه دیدیم در عرض سه هفته تمامی روابط عمومی ها ی سازمان های مرتبط به كمك آمدند و مطبوعات و تلویزیون و رادیو پر بود از كارشناسان كشاورزی ،پزشكی ، مهندسی و ... كه درصدد توجیه كاربردهای فعالیت های هسته ای به مخاطبان رسانه ها بودند.
سازمان انرژی اتمی در طول فعالیت خود هیچگاه دستیابی به سرمایه رسانه ای را لازم نمی دید و اگر وفاق ملی بر سر توجیه افكار عمومی در كاربردهای صلح آمیز انرژی هسته ای نبود ، چه بسا افكار عمومی داخل كشور نیز مانع بزرگی در حل مسایل بود .گرچه شتاب در جبران كم كاری گذشته مشكلاتی نظیر سردرگمی افكار عمومی و گاه تضادهایی هم را در برداشت.
در این روابط عمومی فشرده برای سازمان انرژی اتمی ایران و مراكز و موسسات درگیر با انرژی هسته ای ، شاهد بودیم كه ظرفیت رسانه ای برای پذیرش اخبار و مطالب مربوط به این موضوع بسیار بالا بود و هم اكنون با فروكش كردن بحران سرمایه رسانه ای بالقوه ای در اختیار روابط عمومی این سازمان قرار دارد. سرمایه ای كه بر اساس فعالیت حرفه ای و مستمر روابط عمومی شكل نگرفته بود و هیچ كس نیز گویی انتظاری از روابط عمومی نداشت ! حتی تغییر مدیر روابط عمومی سازمان در كش و قوس بحران بیشتر از نقش سخنگویی سازمانی ناشی بود تا چیزی دیگر.
******
قطعا بحران یاد شده یك نمونه جالب برای بررسی نقش روابط عمومی در بحران های سازمانی است . نقشی كه با ایجاد سرمایه بالقوه رسانه ای از مدت ها پیش از بحران شروع می شود و روابط عمومی ها با تكنیك های حرفه ای خود نظیر استفاده بهینه از ظرفیت های رسانه ای خود ضمن جلب اعتماد مخاطب ،برای روز مبادا نیز چاره اندیشی می كنند.
نكته جالب دیگر این ماجرا ، ایجاد فرصت های خوب برای سازمان در نتیجه برخورد حرفه ای با بحران ها بود . بدین معنی كه می توان از فرصت های پیش آمده در یك بحران هم بهترین نتیجه ها را گرفت و سرمایه رسانه ای روابط عمومی را گسترش داد یا وجهه سازمانی را بالا برد. گرچه در مورد سازمان انرژی اتمی مصداق به برخورد حرفه ای را نمی توان اشاره كرد ولی بهرحال اكنون جبران بی توجهی به روابط عمومی در فعالیت های این سازمان شده است و سرمایه بالقوه ای در اختیار روابط عمومی است .
كاش مطالعات موردی در بحران های چند سال اخیر سازمان ها انجام می شد تا مشخص گردد كدام روابط عمومی – نه بر اساس توجیه امنیت ملی – بلكه با تكیه بر اصول روابط عمومی توانسته علاوه بر استفاده از سرمایه گذشته خود ، بحران را تبدیل به فرصت كند.
اگر توان و فرصتی بود تكنیك های روابط عمومی برای ارتباط مستمر با رسانه ها كه در شكل گیری ظرفیت های رسانه ای نقش دارند ،مضمون یادداشت های این وبلاگ خواهد بود .
كاش صدای این وبلاگ چندان رسا بود كه این یادداشت تاكیدی باشد برای مدیران سازمان انرژی اتمی در تاكید ویژه بر فعالیت های حرفه ای روابط عمومی برای نگهداری و بهره برداری از سرمایه بزرگ رسانه ای در اختیار سازمان.
· سایت سازمان انرژی اتمی ایران : فارسی (سایت فارسی مشکل دارد!) / انگلیسی
Posted by Admin at 02:31 PM